کپی اصل
تاریخ هنر و به ویژه تاریخ مجسمه سازی، تبدیل شده است به تاریخ آنچه قابل عکاسی است
از زمان پیدایش عکاسی در سال ۱۸۳۹، مجسمه به سبب ایستایی اش، یکی از اولین موضوعاتی بود که مورد توجه عکاسی قرار گرفت و عکاسان از طریق تکنیک های مختلف چون برش، زاویه دید، نورپردازی، کلاژ، مونتاژ و اسمبلاژ، نه تنها به تفسیر مجسمه ها پرداخته بلکه گاه باز تعریف مبهوت کننده ای از آن ها به دست داده اند. آندره مارلو سیاستمدار و رمان نویس معروف در کتاب موزه ی بدون دیوار (۱۹۴۷) این ایده را پیش نهاد می کند: تاریخ هنر و به ویژه تاریخ مجسمه سازی، تبدیل شده است «به تاریخ آنچه قابل عکاسی است».
کپیِ اصل: عکاسی از مجسمه، ۱۸۳۹ تا امروز تجربه مهمی است در بررسی نقاط مشترک عکاسی و مجسمه سازی و اینکه چگونه یک رسانه تبدیل به ابزار تحلیل و بازتعریف خلاقانه رسانه ی دیگری می شود. این نمایشگاه کلیدی سال ۲۰۱۰ توسط مُما با گردآوری مجموعه ای تحسین برانگیز از بیش از ۳۰۰ عکس، مجله و ژورنال از آثار موثرترین هنرمندان مدرنیست و معاصر برگزار می شود و با تمرکز بر هنر مفهومی در پی بررسی میراث غنی عکاسی و جهش های زیباشناسیک این رشته طی ۱۷۰ سال گذشته است.
نمایشگاه کپی اصل به ده بخش اصلی تقسیم شده است که در زیر مروری خواهیم داشت بر برخی از اصلی ترین مضامین و چهره های حاضر در آن.

بخش مجسمه در عصر عکاسی به کارکرد اولیه عکاسی برای ثبت و طبقه بندی چیزهای ارزشمند و عجیب می پردازد. به عنوان مثال عکس های راجر فنتن و استیفن ثامپسن از مجسمه های موزه ی بریتانیا کارکردی این چنینی داشتند. سپس با جهش به اویل قرن بیستم، منتخبی از عکسهای آندره کرتِس که آثار هنری را در میان اشیا معمولی در استودیو دوستانش نشان می دهد، ارائه شده. آثاری از باربارا کروگر و به ویژه لویس لاولر به موضوعات مربوط به بازنمایی در هنر می پردازند و نشان می دهند که عکاسی قادر است جنبه های مختلف هنر را تحلیل کند. در بخشی دیگر با عنوان شکوه روزمره: مجموعه ای از موثرترین عکس های اوژن آتژه را در سه دهه اول قرن بیستم از مجسمه ها، حجاری ها و سایر آثار هنری کلاسیک فرانسه در پاریس، ورسای و پارک های مهم فرانسه، بازنمایی می کند که برغنای تصویری میراث تمدن فرانسه در آن عصر تاکید می گذارد.
در بخش دیگری به مجموعه ای از مهم ترین عکس هایی پرداخته شده است که توسط عکاسان مختلف از مجسمه های آگوست رودن و با دخالت هنری فعال خود وی، گرفته شدند. از این بین شاید مهمترین، عکسی باشد از ادوارد استایکن که با ترکیب دو نگاتیو، رودن را در برابر اثر مشهورش، متفکر و در جلوی مجسمه یادبود ویکتور هوگو، نشان می دهد (تصویر بالا). در همین ارتباط، نمایشگاه در بخشی دیگر، توجه اش را به شیوه منحصر به فرد و بدیع کنستانتین برانکوزی معطوف کرده است که خود به چیدن آثارش در قالب گروه های سیال در استودیش و عکاسی از آنها با هدف غیرمادی کردنِ ایستاییِ یکپارچه ی مجسمه، می پرداخت.
سده بیستم قرن وقایع بزرگی بود که نیاز به یادمان داشتند. عکاسان متعددی به تصویربردای خلاقانه زندگی در سایه شمایل ها و تندیس های برافراشته شده و سرنگون شده و یادبودها و تندیس های فضاهای شهری دست زدند. عکس های امریکایی واکر ایوانز (۱۹۳۸)، امریکایی ها اثر رابرت فرنک (۱۹۵۸)، یادمان امریکایی اثر لی فریدلندر (۱۹۷۶) و ساختار چیزها در آن زمان اثر دیوید گـُلدبلت (۱۹۹۸) به شیوه های گوناگون به تم محوری پنجمین بخش نمایشگاه می پردازند: شمایل های فرهنگی و سیاسی.

سپس نمایشگاه به تجربه های غیرفرمال، آوانگارد و لیت مدرن در حدفاصل عکس و حجم می پردازد که آغازگاه بسیاری از آن ها را باید مارسل دوشان دانست. حاضر آماده ها به مثابه باز تولید از جمله به بررسی جعبه در چمدان (۱۹۳۵) اثر مارسل دوشان (تصویر بالا) می پردازد که در آن وی با ارائه چند ماکت کوچک از تعدادی آثار حاضر- آماده اش تا آن روز و با استفاده از تکنیک چاپ کالوتیپ و نقاشی بخش هایی بر عکس، درحقیقت کپی های اصلِ مشروعی از آثار خود ایجاد کرد.
کارگاه بدون دیوار: مجسمه در زمینه ی گسترده، بخشی مرتبط است که به انقلاب معاصر در تعریف مجسمه می پردازد؛ یعنی زمانی که هنرمندانی چون رابرت اسمیثسن، کریستو (تصویر پایین)، گوُردن ماتا کلارک، که خود را «عکاس» نمی دانستند از عکاسی برای ثبت آثار دورافتاده محیطی خود بهره جستند. عکس در این نظام تازه، گاه بدل به تنها واسطه ممکن برای دیدن مجسمه می شد.
بخش سوپ داگر: مجسمه چیست؟ دربرگیرنده عکسهایی از آثار احجام و اشیای یافت شده ای است که در برابر دوربین عکاسی قرار گرفته اند. از آن جمله عکس هایی از براسای از تکه های کوچک کاغذ و صابون و کاغذ، عکس های فیشلی و وایس از ارتباطات آشوبناک و ترکیبات در آستانه فروپاشی اشیا، و اثر سوپ داگر کاری از مارسل بروذائر که با نگاهی طنزآلود به روند تحقیقات و پردازش های شیمیایی لویی داگر در ساخت دستگاه عکاسی در قالب زبان و زندگی روزمره، می نگرد.

بخش عقده ی پیگمالیون: اشکال جاندار و بی جان بر وسوسه جان بخشی هنرمند به اشیا و حادثه مدرن شی شدگی انسان متمرکز شده است. این بخش شامل تصاویر و فُتوکلاژهای ایجاد شده توسط عموما هنرمندان دادا و سورئالیستی چون مَن ری، هانس بلمر و هنا هوخ و ادوارد وستن می شود که با عکاسی از مانکن ها، آدمک ها و ماشین های خودکار تنش بین تصویر جاندار و مجسمه را آشکار می سازند.
نهایتا بدن های اجرا گر به مثابه شی تندیس وار با آثاری از گیلبرت و جرج، بروس ناومن (تصویر اول)، ری چارلز، هنا ویلکه، و یا آنا مندیتا به بررسی نقش کلیدی عکاسی در تبیین نقاط مشترک هنر پرفرمنس و مجسمه سازی اختصاص یافته است. این هنرمندان «پُز» گرفتن را نقطه پیوند عکاسی و مجسمه یافتند و در برخی از موارد دوربین عکاسی را به خودی خود تولید کننده احجام مشخصی در بدن معرفی می کنند.
عکاسی زمانی پدید آمد که رمانتی سیسم بیشترین تاکید را بر اصالت بیان درونی نشان می داد. از آن پس عکاسی یکی از مهم ترین زمینه هایی شد برای فروپاشی سیلقه ی بدنه اصلی و فراهم آوردن مجالی برای تجربه. رکسانا مارکوکی، کیوریتر نمایشگاه، بر این اساس دوربین عکاسی را یک عامل اصلی باز تعریف مدرن از هنر می کند. بررسی همکاری، ادغام یا جدال دو هنر در واقع شهادتی است بر برپایی امپراتوری دال ها.
منبع: alireza.sahafzadeh.net
استفاده از اين مطلب بدون اجازه نويسنده مجاز نمی باشد








نظر خود را بنويسيد